وقتی علی زند وکیلی و محسن چاوشی اشعار مولانا و حافظ را غلط می خوانند!

غلط خوانی حافظ و مولانا توسط خوانندگان مشهور!

پرونده غلط خوانی حافظ و مولانا توسط خوانندگان مشهور و معروف، سردرازی دارد و در تازه ترین مورد، محسن چاوشی در آلبوم قمارباز بیتی از غزل مولانا را غلط می خواند!

غلط خوانی حافظ و مولانا توسط خوانندگان

مجله اینترنتی پارسی گو: غلط خوانی حافظ و مولانا توسط خوانندگان مشهور و معروف یکی از اتفاقاتی است که صدای دوستداران زبان و ادبیات فارسی را درآورده و موجب دلخوری اساتید این رشته شده است! با ما همراه باشید:

دلخوری مولوی و حافظ از چاوشی و زند وکیلی!

در تازه‌ترین نمونه اشتباه خواندن شعر به قطعه «قمار باز» آلبوم «بی‌نام» محسن چاوشی برخوردیم که در آن یک مصرع به غلط خوانده می‌شود. رکنا با عنوان «دلخوری مولوی و حافظ از چاوشی و زند وکیلی» نوشت: وقتی خواننده‌ها اشعار شاعران بزرگ ادبیات فارسی مانند حافظ، سعدی و مولانا را اجرا می‌کنند، لطفِ شنیدنِ آن شعر‌ها چند برابر می‌شود. چه بسا غزلی از حافظ را بخوانیم، ولی حسن و زیبایی آن غزل در کنار صدای یک خواننده و نوای موسیقی برایمان بیشتر شود و مضمون شعر را بهتر درک کنیم.

برای همین است که می‌گویند همیشه موسیقی به کمک شعر می‌آید و آن را شکوفاتر می‌کند، اما گاهی پیش می‌آید که خواننده‌ای از سرِ ناآگاهی و نداشتنِ دانش کافی در شعر، بیت یا مصرعی را اشتباه می‌خواند و همین کار، موجب تغییر معنای آن می‌شود. در تازه‌ترین نمونه اشتباه خواندن شعر به قطعه «قمار باز» آلبوم «بی‌نام» محسن چاوشی برخوردیم که در آن یک مصرع به غلط خوانده می‌شود.

مصرعِ اشتباهیِ «قمار باز» محسن چاوشی

محسن چاوشی که در آثار مختلف خود همیشه ارادتش را به مولانا نشان داده است، در تازه‌ترین آلبوم خود، یعنی «بی‌نام» هم غز‌ل‌هایی از این شاعر بزرگ را انتخاب و اجرا کرده است. یکی از این غزل‌ها که به نام «قمارباز» در آلبوم گنجانده شده است، با این ابیات آغاز می‌شود: «همه صید‌ها بکردی هله میر بار دیگر/ سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر/ همه غوطه‌ها بخوردی همه کار‌ها بکردی/ منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر».

مولانا در بیت سوم می‌گوید: «همه نقد‌ها شمردی به وکیلِ در سپردی/ بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر». چاوشی مصرع اول این بیت را این‌طور خوانده است: «به وکیل، در سپردی» که غلط است. «وکیلِ در» در گذشته یک عنوان شغلی بوده و به کسی اطلاق می‌شده که نایب، منشی یا سفیرِ فردی صاحب منصب در دربار پادشاه بوده است؛ بنابراین «وکیلِ در» یک واژه کاملاً مستقل است و در متون قدیم فارسی به ویژه تاریخ بیهقی بار‌ها به این عنوان شغلی برمی‌خوریم. از این رو از خواننده‌ای مانند چاوشی که خدمت بزرگی به معرفی اشعار مولانا به جامعه کرده است، انتظار می‌رود پیش از خواندن شعری حتماً درباره اجرای صحیح آن از یک مشاور ادبی کمک بگیرد.

غلط خواندنِ همشهریِ حافظ (علی زند وکیلی)

پای علی زند وکیلی هم به پرونده غلط خوانی حافظ و مولانا توسط خوانندگان باز شده است. حافظ غزل مشهوری دارد با این مطلع: «ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم/ غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم». علی زندوکیلی سال گذشته این غزل را اجرا و در قالب تک آهنگ منتشر کرد، اما بیت دوم غزل را طوری خواند که معنا به کلی تغییر کرد و داد حافظ هم درآمد! بیت دوم از این قرار است: «دلِ بیمار شد از دست، رفیقان مددی/ تا طبیب اش به سر آریم و دوایی بکنیم»، اما علی زند وکیلی آن را به این صورت درآورده و خوانده: «دل، بیمار شد از دستِ رفیقان، مددی»! این در حالی است که همین غزل حافظ را خواننده‌هایی مانند غلامحسین بنان و علیرضا قربانی اجرا کرده‌اند و زندوکیلی می‌توانست آن‌ها را بشنود. بعد از مدتی حمیدرضا ترکاشوند این غزل را در آلبوم «نوکوب» بازخوانی و این اشتباه زندوکیلی را اصلاح کرد.

اصلاح حافظ به سبک محمد رضا شجریان

گاهی هم ممکن دست بردنِ سلیقه‌ای در یک شعر معنای آن را تحت تأثیر قرار بدهد یا منظورِ شاعر را به درستی نرساند. غزل «ما ز یاران چشم یاری داشتیم/ خود غلط بود آن‌چه می‌پنداشتیم» را بسیاری از خواننده‌ها اجرا کرده‌اند؛ از محمدرضا شجریان تا مهران مدیری.

اما این شعر متأسفانه گاهی دستخوش تغییرات سلیقه‌ای خواننده‌ها شده است. برای نمونه محمدرضا شجریان این غزل را در آلبوم «رندان مست» اجرا کرده و مصرع دوم «شیوه چشمت فریب جنگ داشت/ ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم» را این‌طور تغییر داده است: «ما ندانستیم و صلح انگاشتیم».

گویا تصور بر این بوده که شاعری مانند حافظ هیچ وقت از لفظ توهین‌آمیز «غلط کردن» استفاده نمی‌کند. در حالی که این ترکیب فعلی در گذشته به معنای همان خطا کردن بوده و اصلاً هم توهین به حساب نمی‌آمده است. جالب این که خطا کردن به جای غلط کردن فقط در یک نسخه غیر معتبر از دیوان حافظ آمده است.

صدیق تعریف و اصلاح شعر حافظ!

نمونه دیگر این تغییر در اشعار کلاسیک مربوط به صدیق تعریف، خواننده و موسیقی‌دان ایرانی است که بیت دیگری از این غزل را تغییر داده است. بیت مد نظر این است: «تا درخت دوستی کی بر دهد/ حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم». صدیق تعریف مصرع دوم را این‌طور تغییر داده است: «حالیا رفتیم و بذری کاشتیم». در متون قدیم فارسی ترکیب فعلی «بذر کاشتن» نداریم و فعل مناسب برای واژه بذر «افشاندن» است و در نسخه‌های معتبر دیوان حافظ هم ترکیب بذر کاشتن نیامده است و بهتر بود از نسخه‌های معتبر غزلیات این شاعر بزرگ استفاده می‌شد.

منبع: مجله اینترنتی پارسی گو
درج مطالب مجله اینترنتی پارسی گو با ذکر منبع (www.parsigoo.com) بلامانع است.

به اشتراک بذار:
بیشتر بخوانید:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *