روضه شهادت جناب عبدالله بن عمیر کلبی

روضه شهادت جناب عبدالله بن عمیر کلبی

دشمن رذالت می کند سر پسر را از بدن جدا می کنند و برای مادرش پرتاب می کنند. مادر آن را به طرف دشمن می اندازد و می گوید ما چیزی را که در راه خدا داده ایم پس نمی گیریم.

عبدالله بن عمير كلبي

مجله اینترنتی پارسی گو: جناب عبدالله بن عمیر کلبی یکی از افرادی است که در کربلا همسر و مادرش همراهش بودند. مرد خیلی قوی و شجاعی بود و تازه ازدواج کرده بود. وقتی می خواهد به میدان برود، زن او مانع می شود، کجا می روی، من را به چه کسی می سپاری؟ فورا مادرش آمد و گفت پسرم مبادا حرف زنت را بشنوی، امروز روز امتحان توست. اگر امروز خودت را فدای حسین نکنی، شیرم را حلالت نمی کنم. این مرد بزرگ می رود و می جنگد تا شهید می شود. بعد همین پیرزن یکی از عمود های خیمه را برمی دارد و به دشمن حمله می کند. اباعبدالله می فرماید ای زن برگرد، خدا بر زنان جهاد را واجب نکرده است. امر امام را اطاعت می کند و برمی گردد. ولی دشمن رذالت می کند سر پسرش را از بدن جدا می کنند و برای مادرش پرتاب می کنند. سر جوانش را بغل می گیرد، به سینه می چسباند، می بوسد، مرحبا پسرم، آفرین پسرم، الآن من از تو راضی شدم و شیرم را حلالت کردم. بعد آن را به طرف دشمن می اندازد و می گوید ما چیزی را که در راه خدا داده ایم پس نمی گیریم.

منبع: مجموعه آثار شهید مطهری

به کوشش: فاطمه طحانی.
منبع: مجله اینترنتی پارسی گو
درج مطالب مجله اینترنتی پارسی گو با ذکر منبع (www.parsigoo.com) بلامانع است.

به اشتراک بذار:
بیشتر بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *