جستاری در معنا و مفهوم فقرزدایی و راهکارهای مبارزه با فقر!

بررسی مفهوم فقرزدایی در لغت و اصطلاح! (مقاله علمی)

فقرزدایی مجموعه تدابیری است که برای کاهش و از بین بردن فقر اتخاذ می شود. فقرزدایی هم می تواند در سیاست های دولت ها قرار داشته باشد و هم شخصی باشد.

فقرزدایی

مجله اینترنتی پارسی گو: فقر یکی از خطرناک ترین پدیده های اجتماعی است که می تواند حیات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ملت ها را تهدید کند و بنابراین فقرزدایی هم جهت زدودن آثار فقر، یکی از مهمترین راهکارهایی تلقی می شود که هم از سوی اشخاص و هم از سوی دولت ها قابل پیگیری و انجام است.

فقرزدایی در لغت

در رابطه با فقرزدایی به عنوان یک مفهوم مستقل تعریفی در لغت نامه ها ارائه نشده است، اما آنچه از مفهوم این واژه قابل درک است، مبارزه با فقر و از بین بردن آن است. به عبارت دیگر می توان به مجموعه اقدامات و تدابیری که برای کاهش و از بین بردن فقر اتخاذ می شود، فقرزدایی گفت. این راهکارها هم می تواند در سیاست های کلی دولت ها قرار داشته باشد و هم به صورت فردی و جمعی باشد. به عبارت بهتر، همۀ تدابیر مبارزه با فقر، ذیل مفهوم فقرزدایی قابل تعریف است.

به عبارت دیگر فقرزدایی مجموعه تدابیری است که برای کاهش و از بین بردن فقر اتخاذ می شود. فقرزدایی هم می تواند در سیاست های دولت ها قرار داشته باشد و هم شخصی باشد.

فقرزدایی در اصطلاح

فقرزدایی را در اصطلاح می توان شامل تمامی اقدامات و تدابیری دانست که جهت زدودن فقر اتخاذ می شود. در طول دهه های اخیر فهم دانشمندان و صاحبان نظران علوم اجتماعی از پدیده فقر گسترش و تعمیق یافته است؛ به گونه ای که اکنون می توان ادعا کرد تعاریف و در نتیجه سیاست ها و راهکارهای مبارزه با فقر بسیار جامع تر و فراگیرتر از آن چیزی است که در دهه های پیش وجود داشته است.

به رغم تلاش های فراوان انجام گرفته پس ازپیروزی انقلاب اسلامی متاسفانه پدیده فقر همچنان به عنوان یکی از مشکلات اساسی کشور باقی مانده است. به گونه ای که رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها و بارها مبارزه با فقر، فساد و تبعیض را به عنوان اولویت نخست کشور مطرح نموده اند.

فقرزدایی فقر و مبارزه با فقر

راهکارهای فقر زدایی

۱. ایجاد اشتغال (کار آفرینی)

حکومت اسلامی تنها وسیله و ابزار برای برقراری عدل و عدالت و ایجاد آسایش و رفاه برای تمامی افراد، و دفاع از حقوق مظلومان و محرومان و اعاده حیثیت و شخصیت انسان ها است. اینکه جز از طریق فراهم نمودن شرایط کار، تلاش و سازندگی برای همه آنانی که توان کاری دارند، میسر نخواهد بود.پس با توجّه به عواملی که ممکن است سبب بازدارندگی از کار و تلاش گردد و زمینه بیکاری و یا کم کاری را در جامعه فراهم سازد و شاهرگ حیاتی اقتصاد جامعه را که تولید است از تحرّک بازدارد.

بدون شک اشتغال عامل اصلی فقر زدایی می باشد و به قول معروف به جای دادن ماهی می بایست ماهیگیری بیاموزیم. اصولاً پیشگیری بهتر از درمان است ونسخه های مقطعی، موقتی وبرنامه های کوتاه مدت یک مُسکن است. امام باقر علیه السلام می فرمایند:« مَنْ طَلَبَ الدُّنْیَا حَلَالًا اسْتِعْفَافاً(استغناء)عَنِ الْناس وسیعا علی أهلهوَ تَعَطُّفاً عَلَى جَارِهِ لَقِیَ اللَّهَ عز و جل یوم القیامهوَ وَجْهُهُ کَالْقَمَرِ لَیْلَهَ الْبَدْرِ» ؛ «هر کس که براى بى نیازى از مردم و تلاش براى رفاه خانواده خود، و نیکى کردن به همسایه، به طلب دنیا (مال و امکانات زندگى) برخیزد، روز قیامت در حالى خداى بزرگ را ملاقات مى کند که صورتى همچون ماه شب چهاردهم دارد».

۲. تمرکز زدایی

هرچه دولت ها بتوانند قدرت بخشی بیشتری به مناطق مختلف بدهند و اجازه تخصیص منابع را به آنها بدهند، آنها نیز با توجه به شناختی که از وضعیت و شرایط آن منطقه یا بخش خود دارند می توانند هدف گذاری را با شناخت بهتری انجام بدهند.

۳. زکات

یکی از راه حل های اساسی اسلام برای فقر زدایی، وضع قانون مالیاتی از نوع« زکات» می باشد. اسلام اندوختن پول را غیرمجاز شمرده است؛ بدین سان که مالیات زکات را بر پول «راکد» ـ به طوری که هر سال تکرار می شود ـ وضع کرده است.

فلسفه اسلامى زکات مبتنى بر این است که مالک واقعى ثروت، خداست و اینکه مالکیت صرفاً به انسان ها سپرده شده است تا از آن ثروتى که به دست آورده اند استفاده کنند. قرآن مى فرماید:«وأَنْفِقوا مِمّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفینَ فیهِ» ؛ «و از آن مال که به وراثت به شما رسانده است، انفاق کنید».

اسلام براى افزایش ثروت افراد با توجه به رفاه کل جامعه مقررات خاصّى تعیین کرده است. تمام مخلوقات آفریده هاى خدایند و او روزى دهنده آنان است و به سبب این علت است که به مؤمنان دستور مى دهد تا مراقب نیازمندان و فقرا باشند.

از این دیدگاه کلّى زکات براى از بین بردن فقر واجب شده است. جالب این که کشورهاى بسیار پیشرفته در غرب تا اولین ربع قرن بیستم در مورد اجراى یک نظام فراگیر امنیت اجتماعى فکرى نکرده بودند. مسلمانان به دلیل ماهیت مذهبى زکات از زمان پیامبر اکرم «صلى الله علیه و آله» تا کنون به پرداخت آن ادامه داده اند.

در جهان اسلام شش کشور وجود دارد که زکات را بر اساس قانون جمع آورى مى کنند: یمن، عربستان سعودى، لیبى، سودان، پاکستان و مالزى، در حالى که هفت کشور دیگر مؤسسات خاصّى براى جمع آورى زکات به صورت داوطلبانه ایجاد کرده اند یعنى مصر، اردن، کویت، ایران، بنگلادش، بحرین و عراق.

خصوصیت زکات آن است که کاملاً مشخص شده از چه کسى باید گرفته شود و به چه کسى باید داده شود. دولت ها نمى توانند هر طور که مى خواهند زکات را به مصرف برسانند.

از آن جا که مهم ترین مورد مصرف زکات فقرا هستند، و خط مشى توصیه شده در مطالعات معاصر مشخص مى کند که براى از بین بردن کامل فقر، «هر کشور نیازمند یک شبکه ایمنى اجتماعى مناسب براى جذب افرادى است که از بازار کار اخراج مى شوند».

زکات به دلیل ماهیت ثابت و همیشگى خود به حکومت اجازه مى دهد تا نوعى راهبرد دراز مدت را در مقابله با فقر بنا نهد. در مصرف زکات، اولویت باید به فقراى همان منطقه اى داده شود که از آنجا زکات جمع آورى شده است. این حکم احساس مطلوبى از همبستگى بین فقرا و ثروتمندان آن ناحیه ایجاد مى کند. زکات بر خلاف مالیات، بین افرادى که زکات را مى پردازند و آنهایى که آن را جمع آورى و توزیع مى کنند، اختلاف ایجاد نمى کند و با پایین ترین هزینه جمع آورى مى شود. چون زکات به طور سالانه از سرمایه برداشت مى شود باعث تشویق سرمایه گذارى هم مى شود.

فقرزدایی فقر

۴. ایجاد فرصت های برابر

فقر محصول بی عدالتی در توزیع فرصت هاست. بنابراین یکی از مهم ترین سیاست های فقرزدایی، ایجاد فرصت های برابر است. قابلیت دو وجه دارد: قابلیت فردی و محیطی. فردی را در نظر بگیرید که به او امکاناتی داده می شود؛ یعنی فرصتی در اختیارش قرار می گیرد تا استفاده بهینه از آن نماید، اما اگر فرد استفاده از آن را بلد نباشد، روشن است که نمی تواند از آن استفاده لازم و شایسته را انجام دهد.

بنابراین در اختیار داشتن فرصت به تنهایی کافی نیست، فرد باید توانایی فردی استفاده از فرصت را داشته باشد. قابلیت فردی با ارتقای دانش و مهارت فرد امکان استفاده از فرصت را فراهم می کند اما ایجاد فرصت های برابر قابلیت محیطی را خلق می کند. بنابراین لا زم است فرد هم توانایی نقش آفرینی وهم قدرت انتخاب و فرصت دستیابی به امکانات را داشته باشد.

۵. اثر تقوا در کارآمدی و افزایش بهره وری اقتصادی

قرآن کریم تقوا را وسیله آبادانی زمین و فراوانی نعمت های الهی قرار داده، می فرماید:«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛ «اگر اهالی قریه ها ایمان آورده، تقوا پیشه می کردند، بی تردید درهای برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم، امّا آنها به جای ایمان و پرهیزگاری) تکذیب پیامبران را پیش گرفتند، ما نیز آنها را به سزای اعمالشان گرفتار ساختیم).

این که تقوا چگونه سبب آبادانی جهان و فراوانی نعمت های الهی شده، در نتیجه بیشترین و بهترین کارآیی را در فرهنگ اقتصادی اسلام به ارمغان خواهد آورد، بنابراین معنای تقوا حرکت براساس قانونمندی های قرار داده شده- چه در عالم تکوین و چه در عالم تشریع که همان سنت های الهی است می باشد.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر تقوا می فرماید:َ «أَنْ لَا یَفْقِدَکَ اللَّهُ حَیْثُ أَمَرَکَ وَ لَا یَرَاکَ حَیْثُ نَهَاک» براین اساس، تقوا یعنی ترک نکردن هیچ یک از اوامر الهی، و نزدیک نشدن به هیچ یک از منهیات. به تعبیر دیگر، حرکت نمودن در چارچوب قوانین و مقررات الهی. اگر جامعه ای تلاش ها و کوشش های خود را در تمام مسائل اعم از اقتصادی، اجتماعی، و… براساس قانونمندی های الهی قرار داد، یقینامَثَل چنین جامعه ای مثل آن کلمه طیّبه ای است که مانند درختی تنومند، به علت وجود شرایط مساعد و نبود مانع، در همه فصول میوه و ثمر خواهد داد؛ در نتیجه جامعه را در تمام امور به یک ضریب اطمینان بالایی خواهد رساند.

به عکس اگر جامعه ای دچار بی تقوایی شد و در آن منکرات جای معروف ها را گرفت و به عنوان مثال در تجارت خارجی اش کالای نامرغوب صادر کرد، یا بدون توجّه به حمایت از صنایع و تولیدات داخلی، بازار داخلی را از کالاهای مشابه خارجی اشباع ساخت، ثمره این بی تقوایی چیزی جز فلج نمودن اقتصاد کشور و بازداشتن فعالیت های بنگاه های تولیدی و در نتیجه گسترش فقر و بیکاری نخواهد بود.

۶. دفاع از حقوق اقشار آسیب پذیر

امام علی علیه السلام در نامه ای که به مالک اشتر می نویسد و آن را به عنوان یک دستورالعمل اجرایی قرار می دهد تا مالک براساس آن برنامه های خود را تنظیم کند، با به کار بردن لفظ جلاله «َّاللَّهَ اللَّهَ فِی الطَّبَقَهِ السُّفْلَى» سعی می کند اهمیّت این موضوع را به مالک بفهماند، و او را به حقیقت این مطلب آگاه سازد که عمل به این بخش از دستورالعمل می تواند خشنودی خدا و بی توجهی به آن، خشم و غضب الهی را به همراه آورد، و آن پناه دادن به مردمانی است که همه درهای امید به روی آنها بسته شده و زندگی با همه گوارایی و زیبایی اش مانند زهری تلخ درکام آنها و شب تار در پیش چشم آنها خود را نمایان می سازد.

حضرت در این منشور حکومتی از مالک می خواهد که برای رفع مشکلات آنها، درصدی از بیت المال و بخشی از درآمدهای خالصی را که حکومت در اختیار دارد، به آنها اختصاص دهد. به نظر حضرت هیچ گونه عذری پذیرفته شده نزد خدا در بی توجّهی نسبت به آنان نخواهد بود، و معتقد است که حقوق دورترین آنان با نزدیکترین آنان هیچ فرقی ندارد، و تمامی آنها را باید مورد حمایت قرار داد.

۷. پرهیز از اسراف و تبذیر

نظارت همگانی یا امر به معروف و نهی از منکر، تبلیغات و ارائه الگوی صحیح مصرف و سرانجام برخورد عملی و قانونی قاطعانه با اسرافکاران می تواند بستری در فقر زدایی به وجود آورد و از فاصله طبقاتی شدید در جامعه جلوگیری نماید. مقوله اسراف و تبذیر نباید در قلمرو فردی تقلیل یابد، چنان که در خود نهادها و ادارات دولتی استفاده بی رویه و اتلاف انرژی، عقد قرار دادهای مفسده آمیز، برگزاری سمینارها و همایش های پُر خرج و دادن هدایای بی مورد و… از جمله مهم ترین مصادیق فقرآور است که اگر با برنامه ریزی درست، مدیریت بشود گام بزرگی در جهت فقر زدایی خواهد بود.

۸. اصلاح فرهنگ جامعه

آنچه محرومیت ها را در جامعه سبب شده و هر روز دامنه آن را گسترده تر می سازد، قبل از آن که ریشه در مسائل اقتصادی داشته باشد، ریشه در بینش ها، باورها، برداشت ها و ارزش های فرهنگی جامعه دارد؛ به عنوان مثال در جامعه ای که نظام طبقاتی و ارزش های برخاسته از فرهنگ تبعیض نژادی و عصبیت های حزبی و قومی حاکم است، و انسان های تحت سلطه این فرهنگ، گرچه به ظاهر در یک کشور یا یک شهر یا یک محلّه زندگی می کنند، امّا فرهنگ حاکم، آنان را در درجات مختلف قرار داده، که براساس آن درجات حتی امکانات عمومی و دولتی به آنها تعلّق می گیرد، و به تعبیری، هر قسمت به اندازه و جایگاه اجتماعی اش از امکانات ویژه ای استفاده می کند، این دایره بسته خود به خود فقر و محرومیت را برای گروهی و رفاه، آسایش و ثروت را برای دسته ای دیگر فراهم می سازد. از این رو، راه حل آن، تغییر باورهای غلط و از بین بردن فرهنگ جاهلیت اشرافی در جوامع است.

اولین اثر عملی این اعتقاد در تقسیم مساوی امکانات، مسئولیت ها وبیت المال بین افراد است. وقتی به امام علی علیه السلام اعتراض می شود که چگونه میان افراد به ظاهر صاحب نفوذ و جاه و مقام با افراد عادی و به دور از هر نوع عنوان اجتماعی تساوی قائل است، حضرت به تبیین خط مشی خود پرداخته، می گوید:« لَوْ کَانَ الْمَالُ لِی لَسَوَّیْتُ بَیْنَهُمْ-فَکَیْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّه»؛ «اگر بیت المال حتی مال شخصی خود من بود باز آن را به طور مساوی بین افراد تقسیم می کردم، در حالی که این مال، مالِ خداست».

در راستای تقویت چنین فرهنگی امام علیه السلام در هر فرصت مناسبی، در جهت زدودن ارزش های جاهلی که در قالب دنیازدگی و حبّ به جاه و مقام ظاهر می گردد، به مذمت دنیاپرستی و ترغیب و تشویق مردم به سمت آخرت گرایی و توجّه به محرومیت زدایی و اسیر نشدن به هوا و هوس ها می پردازد؛ به عنوان مثال در خطبه با شکوهی به بیان این که شما در زمانی واقع شده اید که خیرخواهی از آن رخت بربسته و شرور و زشتی به جای آن نشسته و شیطان به نابودی انسان ها طمع بسته است، می فرماید: «فهل تبصر إلّا فقیرا یکابد فقرا، أو غنیّا بدّل نعمه اللَّه کفرا»؛ «به اطرافتان نگاه کنید، در یک طرف جز فقر و محرومیت چیز دیگری نمی بینی، و در طرف دیگر زراندوزانی که در صف مترفان قرار گرفته و سر به طغیان گذاشته اند».

حضرت با توجّه به این نکته مهم که آنچه می تواند راه شیطان را سد کند و نظام طبقاتی را در جامعه از میان ببرد، تغییر دادن باورها به سویی است که در آن اخیار به جای اشرار، انسان های صالح به جای انسان های بدکردار، انسان های آزاده به جای انسان هایی که بنده زر و سیم هستند، و انسان های بخشنده و کریم به جای انسان های بخیل و لئیم پرورش یابند.

فقرزدایی مبارزه با فقر.jpg

۹. اصلاح نظام بازار

در نظام اسلامی هدف اصلی و اولی تولید در جامعه، رفع نیاز انسان هاست، برخلاف نظام سرمایه داری که هدف اصلی از تولید را سود می شمارد؛ بنابراین اگر در نظام سرمایه داری امر دایر شود بین این که دارو تولید شود یا مواد مسکر، هر کدام که سودآورتر باشد سرمایه دار به سوی همان خواهد رفت. در بینش اسلامی همچنانی که نماز و روزه و بقیه واجبات دینی سبب قرب الی اللّه می گردد، کار، تلاش، تولید و توزیع نیز موجب نزدیکی به خداست و حتی بسیاری از کارهای اقتصادی جزء واجبات کفایی می باشد، که اگر کسی اقدام به انجام آن نکند، همگان مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت. از این رو، تولید و توزیع در جامعه دینی قبل از آن که سودآوری علت آن باشد، وظیفه داری، نوع دوستی، انگیزه و عامل آن است. بنابراین در بازاری که مبتنی بر این نظام است، جایی برای انحصار، احتکار، گران فروشی و… نخواهد ماند.

امام علی علیه السلام در منشور حکومتی خویش برای حفظ سلامتی بازار و جلوگیری از افتادن در گردابی خطرناک مانند انحصار، احتکار، کم فروشی و… که ناامنی اقتصادی را به وجود می آورد و در نتیجه مردم را دائما در ناامنی و اضطراب روحی و روانی نگه می دارد به مالک هشدار می دهد و از او می خواهد که با آنها به مبارزه برخاسته، جلو افزون خواهی و زیاده طلبی های آنها را بگیرد و از هرج و مرج در بازار جلوگیری کند و نظارت خود را بر آن مستمر سازد؛ زیرا «ِوَ ذَلِکَ بَابُ مَضَرَّهٍ لِلْعَامَّهِ وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلَاهِ» بی توجهی به وضع بازار و رها ساختن آن به حال خود، برآیندی جز ضرر و زیان و افزایش محرومیت برای عامه مردم نخواهد داشت، و این خود عیب و ننگی است بر زمامدار که از عهده توازن و تعادل در بازار برنیامده است.

این بخش از رهنمود حضرت بسیار حائز اهمیّت است؛ زیرا بهترین شکل ارتباط و برخورد حکومت با بازار را بیان می کند: یکی این که عاملان بازار (اعلم از بازار تولید و توزیع) باید سخت مورد توجّه و عنایت مسؤولان قرار بگیرند، و جایگاه خود را در نظام بیابند، و مورد بی مهری نباشند و هر روز به دلائل و بهانه های مختلف از طریقِ مسؤولان نظام اختلال در امر بازار به وجود نیاید.

این خود نزدیکی و ارتباط تنگاتنگ سیاستگذاران اقتصادی را با نیروهای عمل کننده در بازار و برنامه ریزی جامع برای جهت دادن و هدایت و حمایت نمودن بازار به سمت برآورده ساختن نیازهای جامعه و جلوگیری از انحصارات دولتی در آنچه بخش خصوصی توان انجام آن را دارد، می طلبد. واگذاری آن به بخش خصوصی امنیّت کشور را به خطر نمی اندازد. دیگر این که به سبب اهمیّت بازار در تولید و توزیع نیازهای جامعه و گرفتار آمدن افراد در دام بخل و تکاثر و دست زدن به احتکار، گرانفروشی و… حکومت موظف است با نظارت خود بر بازار خلا هر نوع اجحاف و نامنی اقتصادی را بگیرد.

۱۰. افزایش تولید و توزیع عادلانه

در نفس خود فقر زدایی دو موضوع نهفته است؛ نخست اینکه جامعه را ثروتمند سازیم ودیگر اینکه روش سالمی به وجود آوریم که این ثروت به صورت عادلانه بین گروه ها وافراد جامعه تقسیم شود. به این ترتیب دو مساله ظاهراً جدا از یکدیگر طرح می شود که نخستین آن مربوط به تولید بیشتر کالا واز مقوله مباحث اقتصادی به معنی عام است ودیگری مربوط به توزیع عادلانه واز مقوله اقتصادی اجتماعی است.

توضیح آنکه امروز کالا در مقیاس وسیع برای توزیع، تولید می شود. تولید نه فقط در مبادلات بین المللی هر روز جای خود را بیشتر باز می کند بلکه اقتصادهای ملی را هم تحت تاثیر قرار می دهد؛ به خصوص در جامعه ما که اقتصاد آن بر محوریت نفت استوار است. با توجه به محدودیت منابع طبیعی لازم وضروری است این نگرش تغییر یابد وسیاست تولید به عنوان محور رشد اقتصادی در اولویت اول قرار گیرد . بی شک رونق اقتصادی ، پیشرفت علمی ، تکامل فنی وصنعتی به تولید بستگی دارد که عامل مهمی در فقر زدایی ایفا می کند.

از سوی دیگر توزیع عادلانه اصل مسلم در تجارت به شمار می رود. خداوند می فرماید: «یا اَیُّهَا الذَّینِ امنَوا لاتَأکلُوا بَیْنَکُم بالباطلَ إلاّاَنْ تَکوُنَ تِجارَهً عَنْ تَراضِ مِنکُمْ»؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید اموال یکدیگر را به ناحق نخورید مگر آنکه تجارتی باشد که هر دو طرف به آن رضایت داده باشید».

۱۱. مدیریت اقتصادی در زندگی

روحیه چشم همچشمی، تجمل گرایی و عدم تناسب در آمد با خرج سبب گرفتار شدن انسان در اقساط سنگین وام ها و بدهی ها خواهد شد. امیر المؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند: «َتَرْکُ التَّقْدِیرِ فِی الْمَعِیشَهِ یُورِثُ الْفَقْر»؛ اینکه اگر انسان در زندگی خود مدیریت اقتصادی نداشته باشد، موجب خواهد شد که او در دام فقر گرفتار آید. بنابراین با عنایت به فرمایش حضرت، بهترین راه فقر زدایی در زندگی؛ رعایت مدیریت اقتصادی است.

۱۲. وام قرض الحسنه

اسلام تأکید دارد که برای رفع نیاز مردم می بایست از طریق قرض الحسنه اقدام کرد. نباید در جامعه ربا دادن و ربا گرفتن در بین مردم رایج شده و مردم احتیاجات خود را از این راه بر طرف نمایند. برای جامعه دینی قبیح و ناپسند است که درهای حلال را به روی مردم ببندد و بعد انتظار معجزه و مدینه فاضله را از آنها داشته باشد. امام باقر علیه السلام می فرمایند: «الْبِرُّ وَ الصَّدَقَهُ یَنْفِیَانِ الْفَقْرَ»؛«نیکی کردن و صدقه دادن فقر را از بین می برد».

۱۳. انفاق و احسان

یکی از طرق مهم فقر زدایی در جامعه، رفع نیاز مستمندان به وسیله ی انفاق و احسان است. خودداری از انفاق و احسان در طول زمان موجب می شود که فاصله و نفرت مستمندان از اغنیاء بیشتر شده و موجب هلاکت یکدیگر شوند. قرآن در این زمینه می فرماید: «وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ»؛ «و همان گونه که خدا به تو احسان کرده است تو نیز احسان (و انفاق) کن و دنبال تباهی کردن در زمین مباش که تبهکاران را دوست نمی دارد».

پیوندها مقاله:

۱. عظیمی، حسین، ابعاد اقتصادی مؤثر در زمینه های فقر در مجموعه مقالات اولین سمینار فقر و فقرزدایی، سازمان بهزیستی کشور، ۱۳۶۹ تهران.
۲. عظیمی(آرانی)، حسین، مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، نشرنی، ۱۳۷۱، تهران.
۳. رئیس دانا، فریبرز، شادی طلب، ژاله؛ فقر در ایران، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران، ۱۳۷۹.

منابع و مأخذ

۱. قرآن کریم
۲. نهج البلاغه(ترجمه فیض الاسلام)
۳. حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ترجمه محمد باقر کمره ای، تهران:انتشارات کتابچی، چاپ ششم، ۱۳۷۶ش
۴.حکیمی، اخوان،الحیاه، ترجمه احمد آرام، تهران، ناشر:دفتر نشر فرهنگ اسلامی،ج۳و۴ ،۱۳۸۰ش.
۵.زین العابدین، طیب، زکات و کاهش فقر در جهان اسلام، مترجم:محمد عباس پور، مجله مشکوه، ش۵۸ و۵۹، بهار و تابستان۱۳۷۷ش.
۶. مجلسی، محمد تقی، بحار الانوار، مترجم سید ابوالحسن موسوی همدانی، تهران: ناشر کتابخانه مسجد ولی عصر، چاپ اول، مجلدهای۷۲،۶۸،۶۷،۷۴
۷.شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، قم، ناشر جامعه مدرسین، جلد دوم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ق

گردآوری و تنظیم: پارسی گو
منبع: ویکی روستا. پژوهشگر: علی بخشی.

به اشتراک بذار:
بیشتر بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *